رفتن به محتوای اصلی

ایتا

تلگرام

سافرنه محمد الجنامی محرم 1448

تاریخ انتشار:
دانلود نوحه سافرنه محمد الجنامی محرم 1448 با کیفیت اصلی؛ همراه با پخش آنلاین، متن کامل مداحی عربی و لینک دانلود مستقیم صوتی و تصویری.
محمد الجنامی

سافرنه محمد الجنامی محرم 1448

متن شعر عربی همراه با ترجمه فارسی

ترجمه شده توسط هوش مصنوعی

حتماً — متن عربی استخراج‌شده را **با ترجمه فارسی زیر هر بیت** برات می‌ذارم.  
فقط یک نکته مهم: چون خروجیِ استخراج صوتی همیشه ممکنه **چند خطش نیمه‌دقیق یا دارای خطای شنیداری** باشه، من متن را **همان‌طور که از فایل به‌دست آمده** مرتب کردم و ترجمه را هم بر همان اساس نوشتم.

---

متن عربی + ترجمه فارسی

**سافرنا مره وحده بالحياة، سفرة عطش ترويني ذكريات.**  
**ترجمه:**  
ما در زندگی فقط یک‌بار سفر کردیم، سفری از تشنگی که خاطره‌هایش سیرابم می‌کند.

**غريب، غريب، ابوي، ابوي، ابوي.**  
**ترجمه:**  
غریبم، غریبم، پدرم، پدرم، پدرم.

---
**سافرنا مره وحده بالحياة، سفرة عطش ترويني ذكريات.**  
**ترجمه:**  
ما در زندگی فقط یک‌بار سفر کردیم، سفری از تشنگی که خاطره‌هایش سیرابم می‌کند.

**بيها انكسر قلبي وحبيبي مات.**  
**ترجمه:**  
در آن، قلبم شکست و عزیزم/محبوبم مرد.

---
**كل عمري مدللني وخلاني بعينه**  
**ترجمه:**  
تمام عمرم مرا نازپرورده کرد و در چشمش نگه داشت.

**ما اذكر، زعلني لحظة من سنينه،**  
**ترجمه:**  
یادم نمی‌آید که در هیچ‌کدام از سال‌هایش، لحظه‌ای مرا ناراحت کرده باشد.

**ويل ساكن بعيوني سماني سكينه،**  
**ترجمه:**  
وای، کسی که در چشم‌هایم ساکن بود و مرا «آرامش» نامید.

**ترى الابو سند لبناته.**  
**ترجمه:**  
پدر، تکیه‌گاه دخترانش است.

---
**كل والد لو سافر بنتي داريها،**  
**ترجمه:**  
هر پدری اگر سفر کند، دخترش را به خانه/آغوشش می‌سپارد.

**من تعطش كدامه بروحه يرويها،**  
**ترجمه:**  
هرگاه در برابرش تشنه شود، با جانش سیرابش می‌کند.

**بس اني الوالدها عطشان عليها،**  
**ترجمه:**  
اما من، پدرِ او، خودم از شوق او تشنه‌ام.

**ذبل عطش لحد ما مات.**  
**ترجمه:**  
از شدت تشنگی پژمرد تا وقتی که مرد.

---
**ووجه ابوي شلون انسى مات ومشي**  
**ترجمه:**  
و چهره پدرم را چطور فراموش کنم؟ او مرد و رفت.

**بني فارقني، الدنيا كانت حلوة وياي،**  
**ترجمه:**  
پسرم/فرزندم از من جدا شد، دنیا با من شیرین بود.

**الدنيا كانت حلوة وياي.**  
**ترجمه:**  
دنیا با من شیرین بود.

---
**قالوا لي عطشان انذبح، تعاي،**  
**ترجمه:**  
به من گفتند: تشنه را ذبح کردند، بیا.

**ومن خيمتي رحت اركض بظماي،**  
**ترجمه:**  
و من از خیمه‌ام، با تشنگی‌ام دویدم.

**يم نحر ارسم جربه بيها ماي،**  
**ترجمه:**  
نزدیک نحر/گلوگاه، بر زمینی که در آن آب بود، نقش می‌زدم.

**عجيب، عجيب.**  
**ترجمه:**  
عجیب، عجیب.

---
**سافرنا مره وحده بالحياة، سفرة عطش ترويني ذكريات.**  
**ترجمه:**  
ما در زندگی فقط یک‌بار سفر کردیم، سفری از تشنگی که خاطره‌هایش سیرابم می‌کند.

**بيها انكسر قلبي وحبيبي مات.**  
**ترجمه:**  
در آن، قلبم شکست و عزیزم/محبوبم مرد.

---
**سافرنا وادعيله ياربي ديمه،**  
**ترجمه:**  
سفر کردیم؛ همواره برایش دعا می‌کنم: خدایا همیشه حفظش کن.

**وخلاني فيروح الاحلم من الخيمة،**  
**ترجمه:**  
و مرا در رویاها، از خیمه بیرون برد.

**فارقني وما يدري نمت بنصف هيمة،**  
**ترجمه:**  
از من جدا شد و نمی‌دانست که من با نیمی از هشیاری/اندوه خوابیده‌ام.

**تكنت لبثي خياله.**  
**ترجمه:**  
و به خیال/تصورش پناه بردم.

---
**تعنيت بدمعاتي ونار على ثيابي،**  
**ترجمه:**  
با اشک‌هایم رنج کشیدم و آتش بر لباس‌هایم افتاد.

**تعثر وانا اسمع ضحكت سلابي،**  
**ترجمه:**  
لغزیدم در حالی که خنده‌ی غارتگرانم را می‌شنیدم.

**ومن سلبوا مقنعتي، سمعت عتابي،**  
**ترجمه:**  
و وقتی مقنعه‌ام را ربودند، سرزنشم را شنیدم.

**وخجل على الرمح جماله.**  
**ترجمه:**  
و زیبایی‌اش بر نیزه، مایه‌ی شرم/اندوه شد.

---
**رحت يم ابوي وقت الغروب،**  
**ترجمه:**  
نزد پدرم رفتم هنگام غروب.

**وشفته فوق الوجه مقلوب.**  
**ترجمه:**  
و او را دیدم که بر چهره/رو، وارونه افتاده بود.

**مسلبه وابكي على مسلوب.**  
**ترجمه:**  
غارت‌شده بود و من بر غارت‌شده می‌گریستم.

**مسلبه وابكي على مسلوب، ابوي،**  
**ترجمه:**  
غارت‌شده بود و من بر غارت‌شده می‌گریستم، پدرم.

**تمنيت اشوفه واذكر الدلال**  
**ترجمه:**  
آرزو کردم او را ببینم و آن ناز و نوازش‌ها را به یاد بیاورم.

**ما ينشبق صدر انترس نبال،**  
**ترجمه:**  
سینه‌ای که از تیرها پر شده بود، دیگر طاقت نمی‌آورد.

**ومن السحق ما باقي بس خيال،**  
**ترجمه:**  
و از آن درهم‌کوبی، چیزی جز خیال باقی نمانده بود.

**سليم.**  
**ترجمه:**  
سالم / بی‌گزند.  
(احتمالاً در اینجا واژه یا پایانِ مصرع کمی مبهم است.)

---
**سافرنا مره وحده بالحياة، سفرة عطش ترويني ذكريات.**  
**ترجمه:**  
ما در زندگی فقط یک‌بار سفر کردیم، سفری از تشنگی که خاطره‌هایش سیرابم می‌کند.

**بيها انكسر قلبي وحبيبي مات.**  
**ترجمه:**  
در آن، قلبم شکست و عزیزم/محبوبم مرد.

---
**واختلفت سفرتنا وتغير كل شي،**  
**ترجمه:**  
و سفر ما تغییر کرد و همه‌چیز عوض شد.

**هالمرة بلا كفك ويا رمحك امشي،**  
**ترجمه:**  
این بار بدون دستت و همراه با نیزه‌ات راه می‌روم.

**مسبي وعناق ما غمض رمشي،**  
**ترجمه:**  
اسیرم و از داغِ آغوش، پلک بر هم نمی‌گذارم.

**كبرت الف سنة بغيابه.**  
**ترجمه:**  
با نبودنش هزار سال پیر شدم.

---
**ابوي يا روحي بلا روحي**  
**ترجمه:**  
پدرم، ای جانِ من، بی‌جانِ من.

**رديت البيت، تانيتك تشبقني وتتلقى بنيتك،**  
**ترجمه:**  
به خانه برگشتم، آرزو داشتم تو مرا در آغوش بگیری و دخترت را دیدار کنی.

**ما صدق ما ترجع وابقى متانيتك،**  
**ترجمه:**  
باورم نمی‌شد که برنگردی و من در انتظار تو بمانم.

**وجي والقلب جمر عذابه.**  
**ترجمه:**  
و آمدم در حالی که قلبم شعله‌ی سوزان عذاب بود.

---
**ياللي رحت شيرجع الراح،**  
**ترجمه:**  
ای که رفتی، آن‌که رفته چگونه بازگردد؟

**كون اموت وياك وارتاح،**  
**ترجمه:**  
کاش با تو می‌مردم و آرام می‌گرفتم.

**ولا عشت مكسورة الجناح،**  
**ترجمه:**  
و نه اینکه با بالی شکسته زندگی کنم.

**ولا عشت مكسورة الجناح.**  
**ترجمه:**  
و نه اینکه با بالی شکسته زندگی کنم.

---
**سفرتنا كانت قصة للضياع،**  
**ترجمه:**  
سفر ما داستانی از گم‌گشتگی بود.

**حلوة البداية وانتهت وداع،**  
**ترجمه:**  
آغازش شیرین بود و به وداع ختم شد.

**وبقلبي حسرة ما تلمها قاع،**  
**ترجمه:**  
و در دلم حسرتی است که هیچ گنجایشی آن را جمع نمی‌کند.

**نحين.**  
**ترجمه:**  
(واژه‌ی پایانی مبهم است؛ احتمالاً پایانِ مصرع یا آواست.)

---
**سافرنا مره وحده بالحياة، سفرة عطش ترويني ذكريات.**  
**ترجمه:**  
ما در زندگی فقط یک‌بار سفر کردیم، سفری از تشنگی که خاطره‌هایش سیرابم می‌کند.

**بيها انكسر قلبي وحبيبي مات.**  
**ترجمه:**  
در آن، قلبم شکست و عزیزم/محبوبم مرد.

---
**سافرنا مره وحده بالحياة، سفرة عطش ترويني ذكريات.**  
**ترجمه:**  
ما در زندگی فقط یک‌بار سفر کردیم، سفری از تشنگی که خاطره‌هایش سیرابم می‌کند.

**بيها انكسر قلبي وحبيبي مات.**  
**ترجمه:**  
در آن، قلبم شکست و عزیزم/محبوبم مرد.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا