درب احبابي مرتضی حرب محرم 1448
درب احبابي مرتضی حرب محرم 1448
متن شعر عربی درب احبابي
استخراج شده و ترجمه با هوش مصنوعی
---
متن و ترجمه مداحی «درب احبابي» - مرتضی حرب
**أدگول تعبانه ما بيا شتاني وفراگه هلقلب عماني يمه**
**ترجمه:** میگوید خستهام و تابِ انتظار ندارم، و فراق و دوریِ او قلبم را کور کرده است ای مادر.
**بجفاهم شعل بيا جمر**
**ترجمه:** در جفای دوریشان، در وجودم شعله و گدازه برافروخته شد.
---
**مشتاقه وعيوني على درب أحبابي**
**ترجمه:** مشتاقم و چشمانم به راهِ عزیزانم خیره مانده است.
**وما جاب لي منهم خبر الأعرابي**
**ترجمه:** و هیچ اعرابی (مسافری) خبری از آنها برای من نیاورد.
---
**أنا من الهجر تعبانه.. مصوب دليلي عليكم يا يمه**
**ترجمه:** من از این هجران و دوری خستهام... دلیل و قلب من به سوی شما نشانه رفته (زخمیِ شماست) ای مادر.
**من الفارگه ما مرتاحه.. سيوف البعد دباحة**
**ترجمه:** از این جدایی آرام و قرار ندارم... شمشیرهای دوری، کُشنده و ذبحکنندهاند.
**ولا بيا حيلي وأجيكم يا يمه**
**ترجمه:** و توانی در من نمانده که خودم به سوی شما بیایم ای مادر.
---
**صور الوداع بعيني تشوقني وتبكيني**
**ترجمه:** تصاویر لحظهی وداع در چشمانم است؛ مرا مشتاق میکند و به گریه میاندازد.
**من أذكرها شيلة أيديكم يا يمه**
**ترجمه:** آن زمان که دست تکان دادنِ شما (هنگام رفتن) را به یاد میآورم ای مادر.
---
**عذبني قلبي الشوگ وعيوني ما مطبوگة**
**ترجمه:** دلتنگیِ قلبم مرا عذاب داد و چشمانم (از گریه و انتظار) روی هم نرفته است.
**جدامي ودمعتي ثقيلة يمه**
**ترجمه:** در برابرم هستید و اشکم سنگین و سوزان است ای مادر.
---
**شفت الجبال تودعني ما بملگه.. عرفتها بواتي العليلة يا يمه**
**ترجمه:** کوهها را دیدم که با من وداع میکنند بدون دیداری دوباره... این را از گریههای منِ علیل (بیمار) فهمیدم ای مادر.
**تحسراتي أوگف ودعي وأترس أيدي من دمعي**
**ترجمه:** با حسرتهایم میایستم و دعا میکنم و دستهایم را از اشکم پر میکنم.
**وفرقتكم أدري طويلة يمه**
**ترجمه:** و میدانم که دوری و فراق شما طولانی خواهد بود ای مادر.
---
**يا هو اللي يصبرني وسلفكم خالي.. كلهم راحوا**
**ترجمه:** کیست که به من صبر بدهد در حالی که دیار و قافلهی شما خالی شده؟ همه رفتند...
**طبع الي عوف أحباب يعيش على دگة الباب**
**ترجمه:** رسمِ کسی که عزیزانش او را ترک کردهاند این است که با صدای در زدن زنده بماند (منتظر کوبیدنِ در باشد).
---
**من العليلة تقول لي ما مش خبر من أهلي**
**ترجمه:** از طرف آن دختر بیمار (فاطمه صغری) که به من میگوید: خبری از خانوادهام نیست؟
**قلبي بدمعها تشلعه يا يمه**
**ترجمه:** با اشکهایش قلب مرا از جا میکند ای مادر.
---
**ذاك المضيف العامر مترب يكدر الخاطر**
**ترجمه:** آن مهمانخانهی آباد (خیمه/خانه محتشم)، اکنون غبارآلود شده و خاطر را مکدر میکند.
**بردت يا حيف دلاله من فارگه أغلى رجاله**
**ترجمه:** افسوس که آن عزت و شکوه سرد شد، از وقتی که ارزشمندترین مردانش از آن جدا شدند.
---
**خوف طاركم يهضمنا لو مر بينا**
**ترجمه:** بیم آن دارم که یاد و خاطره شما وقتی از ما میگذرد، ما را از درون خرد کند (بسوزاند).
**من نقول له راحوا كلهم وضلينا**
**ترجمه:** آن زمان که به آن (خاطره) میگوییم: همه رفتند و ما تنها ماندیم...


افزودن دیدگاه جدید