رفتن به محتوای اصلی

ایتا

تلگرام

ان شاء الله ملاباسم کربلائی

تاریخ انتشار:
دانلود و متن قصیده جدید “ان شاء الله” با نوای ملاباسم کربلایی ویژه محرم. کیفیت اصلی (MP3 320) همراه با ترجمه فارسی و پخش آنلاین. نوحه حماسی باسم کربلایی.
 ان شاء الله ملاباسم کربلائی

 ان شاء الله ملاباسم کربلائی

دانلود مداحی عربی ان شاء الله ملاباسم کربلائی ویژه محرم 1448

متن شعر عربی با ترجمه فارسی ان شاء الله

قصيدة: ان شاء الله 
شاعر: السيد عبدالخالق المحنه 
ترجمه: امیر جلالی
آلبوم: محرم 1448 هـ 

اِنشاءالله ما تعمه عيني حتى أشوف إعيونكم
ان‌شاءالله چشمانم کور نخواهد شد تا اینکه دوباره چشمان شما را ببینم

اِنشاءالله وبكل مسه نگعد وأگول إشلونكم
ان‌شاءالله هر غروب کنار هم بنشینیم و من بگویم احوالتان چطور است؟


بند اول:

آني أم الأربعه الدمعي يهل
من مادرِ آن چهار فرزندی هستم که اشکم جاریست

دوم أگول اِنشاءالله كل شي سهل
همیشه که می‌گویم ان‌شاءالله هر سختی‌ای آسان می‌شود

من بعد هالفرگه يلتم الشمل
بعد از این جدایی و فراق، دوباره جمعِ ما جمع خواهد شد

والمهم اِوليدي يرجعلي عدل
و مهم‌ترین چیز این است که فرزندم به سلامت و زنده پیش من برگردد

يوميه للملگه أستعد
هر روز خودم را برای روز دیدار آماده می‌کنم

وأنثر على السچه ورد
و بر سر راه و مسیر گل می‌افشانم

باجر ضوه عيوني يرد
فردا نور چشمانم بازمی‌گردد

ما عودوني اِعله البعد
چرا که آن‌ها مرا به دوری و بی‌خبری عادت نداده بودند

أحوالكم نفس الملامح لو تغير لونكم ؟
احوالتان چطور است؟ هنوز همان چهره را دارید یا رنگ‌تان پریده؟

أحوالكم فدوتكم آني و لا عشت من دونكم
احوالتان چطور است؟ فدایتان شوم، پس از شما دیگر زندگی برای من مباد

بند دوم:
گلي من يمته يبو وجه السمح
به من بگو از چه زمانی است که چهره‌ای گشاده و درخشان داری...

تجفي لا إنت ولا طيفك يصح
نه خودت می‌آیی و نه حتی خواب و خیالت به سراغم می‌آید

انت زين اِنشاءالله ؟ وما منجرح
ان‌شاءالله که حالت خوب است و زخمی بر نداشته‌ای

هسه ميخالف جرح بس مو ذبح
حالا اگر زخم هم باشد اشکالی ندارد، فقط کار به سر بریدن نرسیده باشد

لا مو برد چفي رجف
نه، دستم از سرما نلرزیده است

من الهجر جسمي ضعف
بلکه بدنم از غم هجران ضعیف گشته

من وگفتي جدمي نزف
از بس بر سر راه ایستاده‌ام پاهایم خونین شده است

مارد خبركم ياوسف
صد حیف و افسوس که خبری از شما نیامد

أخباركم ضاعت عليه و خايفه إيغدرونكم
اخبارتان به دستم نمیرسد و می‌ترسم به شما نیرنگ زده باشند

أخباركم خير و مسره و بلكت إيوافونكم
دعا می‌کنم اخبارتان خیر باشد و به عهدشان با شما وفا کنند


بند سوم:
بالسلامه اِنشاءالله وماكو ألم
انشاالله در سلامتی باشید و هیچ درد و غمی نباشد

سالم حسين و سلامتها الخيم
حسین سالم باشد و خیمه‌ها هم در سلامت و امنیت باشند

مايطيح اِنشاءالله الچف والعلم
ان‌شاءالله که دست و عَلم بر زمین نیفتد

وبسلامه الجود من طاري السهم
و مشک آب از آسیب و گزند تیر، در سلامت باشد

أبچي و يسولفلي الگلب
گریه می‌کنم و دلم با من نجوا می‌کند

وايگلي عينج عالدرب
و به من می‌گوید: چشمت به راه باشد

يم الگمر ما ظل صعب
می گوید: ای مادر ماه (بنی هاشم)! دیگر هیچ سختی‌ای نمانده است

باچر يجون اِمن الغرب
فردا همگی از غربت باز می‌گردند

وبجاهكم مو عالرماح الوادم إيشوفونكم
جاه و جلال شما این نیست که مردم شما را بر روی نیزه‌ها ببینند


وبجاهكم فوك الأصايل حتى يتلگونكم
شکوهتان در این است که بر مرکب‌های اصیل سوار شوید و مردم به استقبالتان بیایند



بند چهارم:
أدعي سلمهم يلاهي إمن الخطر
خداوندا دعا می‌کنم آن‌ها را از خطر سالم نگاه داری

لا سهم يوصل ولا رميت حجر
نه تيری به آنها برسد و نه سنگی به سوی آنها پرتاب شود

ما ردت عالمشرعه كسرت ظهر
خداوندا من شکستن کمر حسین در کنار علقمه را نخواستم

والأخو بعد الأخو إيكتله القهر
که برادر بعد از مرگ برادرش، غم و غُصه او را میکشد

لا أب يفارگله إبن
هیچ پدری فرزندش را از دست ندهد

لا والده إتشيب حزن
هیچ مادری از شدت حزن و اندوه مویش سپید نگردد

لا أسمع ابثكله تون
و نشنوم مادر داغداری ناله و شیون کند

ويلاه يدهري المايحن
واویلا از این روزگار بی‌رحم و بی‌عاطفه

شيجيبكم ها يالمشيتو ماترف إجفونكم
ای سفرکرده ها! چه چیز بازتان می‌گرداند، در حالیکه دیگر پلک نمی‌زنید؟

شيجيبكم يبعدهم الله الرادو ايبعدونكم
چه چیز بازتان می‌گرداند؟ خدا آنانرا که خواستند از من جدایتان کنند، از رحمتش دور کند

بند پنجم:
من يعود اوليدي وأفرح بالخبر
آنگاه که فرزندم بازگردد و من با شنیدن خبرش شادمان شوم...

حتى أگولن الله لارد السهر
می‌گویم خدا را شکر که آن همه شب‌زنده‌داری و بی‌خوابیِ من بی‌نتیجه نماند

بيه بوست خنصر اِو بوست نحر
در درون من شوقِ بوسیدن انگشت کوچک و بوسیدن رگ‌های گلو است

و بيه طيحت ظامي يم جاري النهر
و در درونم هراسِ افتادنِ تشنه‌کامی در کنار نهر روان آب است

خلي يرد لو بس نفس
بگذار برگردد، حتی اگر فقط نفسی از او مانده باشد

ما ساحك إبعظمه فرس
اما اسبی استخوان‌هایش را لگدمال و خرد نکرده باشد

واِبصدره ما واحد رفس
و بر سینه‌اش کسی لگد نزده باشد

واِلسانه مو خشبه اِو يبس
و زبانش از تشنگی مانند تکه چوبی خشکیده نشده باشد

وأدعيلكم يحبابي خو مارادوا إيعطشونكم
دعایتان می کنم عزیزانم! نکند که خواستند شما را تشنه نگه دارند؟

وأدعيلكم ماكو ظليمه اِو لا صهل ميمونكم
دعایتان می‌کنم ستمی به شما نرسیده باشد و اسبتان با شیهه جانسوز بازنگشته باشد

بند ششم:
بالطريق اِنشاءالله زينب لفت
ان‌شاءالله زینب اکنون در مسیر بازگشت است

مو على الهزله إبحمايتكم إجت
او سوار بر شتران بی‌جهاز نشده باشد، بلکه در سایه حمایت و امنیت شما بیاید

للسبي إسم الله عليها ما مشت
دور از جان او، هرگز به اسیری نرفته باشد

لا حبل بچفوفها اِو لا شيبت
نه طنابی در دستانش باشد و نه از غصه پیر شده باشد

ماطلعت إبين الزلم
او در میان مردان نامحرم بیرون نیامده باشد

لا سمعت إصياح اِو شَتِم
و فریاد و دشنامی نشنیده باشد

والعدها كافل تنحشم
زنی که عباس کفیلش است، همیشه با احترام و حشمت نگاه داشته می‌شود

مرتاحه ترجعلي المهم
مهم این است که او با خیالی آسوده پیش من برگردد

وبجالكم ترجع أميره و چفها فوگ إمتونكم
در سایه شما چون شاه بانویی بازمی‌گردد، با دستی بر شانه‌هایتان

وبجالكم محد يشوف إخيالها أُم عونكم
و در سایه سر شما، هیچ‌کس حتی سایه ام‌عون (زینب) را نخواهد دید

ترجمه: امیر جلالی

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا