مادرم نماز می خواند و من آواز!

یک نت ـ خدای من همانی هست که بوده و من کم کم میشناسمش ولی تو خدایت را کم کم می سازی... مثل بت...و خراب می کنی مثل دیگر تجربیات علمی که دورانش گذشت...
خدا

یک نت ـ متن شبهه: مادرم نماز می خواند و من آواز !

عقایدمان چقدر فرق دارد !

او خدای خودش را دارد من هم خدای خودم را !

خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !

خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است

او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند

من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل ! در ثانیه به ثانیه زندگیم !

او جلوی خدایش سجده میکند !

ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم !

نمی دانم

خدای من واقعی تر است یا او !

دین من بهتر است یا او...

       فریدون فرخزاد

پاسخ شبهه:

میدونی آقا فریدون..خدای واقعی نه شبیه خدای
مادرت هست و نه شبیه خدای خودت!

 خدا همه جا هست...درون من...درون تو..بیرون از ما... فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ...به هر جاى که رو کنيد،خدا آنجاست...(۱۱۵_بقره)

 پس فکر نمی کنم با تکامل برداشت من از او،خدا هم کامل تر شود.مثل خورشید که هست،خواه من اندازه ی آن را بدانم، خواه آن را لامپی کوچک تصور کنم.

راستی عقایدمان چقدر با هم فرق دارد...

تو آواز را مقابل نماز می بینی

و من نماز را مقابل گناه!

خدای من همانی هست که بوده و من کم کم میشناسمش ولی تو خدایت را کم کم می سازی... مثل بت...و خراب می کنی مثل دیگر تجربیات علمی که دورانش گذشت...

خدا رحمت کند مادرت رو،کاش او هم خدا را در برگ و باران دیده بود، چون خدا در تمام ذرات عالم هست و این ها خود اعجازند،در طبیعت باید نگریست که چگونه آفریده شده است.

خدا اگر باشد و این همه بزرگ و خوب باشد (که هست) اگر فرمانی داده باشد، سجده کردن کمترین وظیفه مقابل اوست! پس من هم مثل مادرت نماز می خوانم ولی خدایم در کنج خانه نیست.

امیدوارم الان هم در آغوش خدایت آرامش داشته باشی،چون خدایی که غیر از خدای تو و والده گرامی است، گفته که دلها به یاد او آرام می گیرند!

منبع: 

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.‎