چرا سيدالشهدا (عليه السلام) در مدينه قیام نکرد ؟

یک نت ـ پيشينه اهل مدينه در زمان حكومت اموى، نشان داده بود كه آنها حاضر به دفاع جدى در مقابل حكومت اموى از خاندان اهل بيت (عليه السلام) نيستند
علت عدم وجود شرايط مساعد براي ادامه قيام سيدالشهدا(عليه السلام) در مدينه چه بود ؟

یک نت ـ پاسخ به اين سؤال در گرو بررسى دقيق شرايط زمان و مكان است. از نظر زمانى، هنگام حضور امام(عليه السلام) در مدينه، هنوز مرگ معاويه اعلام عمومى نشده بود. علاوه بر آنكه عموم مردم هنوز تفاوت ميان حكومت يزيد و معاويه را به خوبى درك نمى ‏كردند؛ زيرا گرچه چهره يزيد براى كسانى همچون امام حسين ( عليه السلام ) ،عبداللّه بن زبير، عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابى ‏بكر - به عنوان چهره ‏اى شراب خوار، سگ باز و ميمون ‏باز، شناخته شده بود؛ (1)
امّا بيشتر مردم تحت تأثير تبليغات معاويه و باند اموى و نيز سياست تطميع و تهديد معاويه، در زمان حيات او با پسرش بيعت كرده بودند. (2)
از نظر مكانى نيز به چند دليل مدينه موقعيّت مناسبى براى قيام نداشت:
1. گرچه تعداد زيادى از مردم مدينه و به ويژه انصار به خاندان اهل بيت( عليه السلام ) علاقه داشتند. اما علاقه آنان در حدى نبود كه حاضر به جان‏فشانى و حتى كمتر از آن در راه آنان باشند؛ چنان‏كه اين سستى و كوتاهى را به خوبى در جريان سقيفه و پس از آن نشان دادند. جالب است بدانيم هنگامى كه حضرت على( عليه السلام ) به قصد مقابله با سپاه بيعت‏ شكنان از اهل مدينه يارى خواست، بيشتر آنان به او پاسخ مثبت ندادند و حضرت( عليه السلام ) مجبور شد تا تنها با چهارصد(3) يا هفتصد نفر(4) از مردم اين شهر، به مقابله با سپاه چند هزار نفرى مخالفان برود.
2. مدينه پس از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) خود را تابع سياست حاكم نشان مى ‏داد؛ از اين رو به پيروى از سياست شيخين (ابوبكر و عمر) شناخته مى‏ شد كه حساسيت فراوانى در حفظ سنّت آن دو در عرض سنّت پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) داشت؛ چنان‏كه نماينده اين گروه، عبدالرحمن بن عوف، در جريان شوراى عُمَر، پيروى از سنّت آن دو را به عنوان پيش شرط، براى واگذار كردن حكومت به حضرت على( عليه السلام ) عنوان كرد؛ ولى حضرت( عليه السلام ) زير بار آن نرفت.(5)
3. تعداد فراوانى از قبايل مختلف قريش - به ويژه افرادى از باند اموى همچون مروان و خاندانش - در آن عصر در مدينه نفوذ و تسلّط فراون داشتند و بديهى بود كه آنان در مقابل هر اقدام امام( عليه السلام ) به سرعت موضع‏گيرى مى‏ كردند.
4. پيشينه اهل مدينه در زمان حكومت اموى، نشان داده بود كه آنها حاضر به دفاع جدى در مقابل حكومت اموى از خاندان اهل بيت (عليه السلام) نيستند؛ زيرا سال‏ها به دنبال سياست لعن امام على( عليه السلام ) - كه از سوى معاويه ابلاغ شده بود در اين شهر و برفراز منبر آن، حاكمان اموى به بدگويى از حضرت على( عليه السلام ) مى ‏پرداختند و اين مردم - با آنكه كذب سخنان آنان را مى ‏دانستند - كمتر حاضر به اعتراض جدّى عليه اين سياست بودند و بيشترين مقاومت‏ها در مقابل اين سياست از سوى خاندان اهل بيت( عليه السلام ) و به ويژه امام حسين( عليه السلام ) بود كه حتى پس از موضع‏گيرى آن حضرت كسى به يارى او بر نمى ‏خاست.(6)

5. علاوه بر اينها حاكم اموى (وليد بن عتبة) به خوبى بر اوضاع شهر مسلّط بود و چنان نبود كه با يك قيام، زمام امور از دست او خارج شده و به دست مخالفان افتد.

بنابراين شهر مدينه به هيچوجه براي قيام مساعد نبوده است.
-------------------
پي نوشتها:
(1). تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 228.
(2). الامامة و السياسة، ج 1، صص 161-164.
(3). تاريخ يعقوبى، پيشين، ص 181.
(4). مروج الذهب، ج 2، ص 395.
(5). تاريخ يعقوبى، پيشين، ص 162.
(6). بحارالانوار، ج 44، ص 211.

منبع : انجمن گفتگوی دینی

 

افزودن یک دیدگاه جدید