6 سوال برای اینکه ازدواج بکنیم یا نه؟

یک نت ـ ازدواج مسئله ای است که دیر یا زود اکثر ما باید در مورد آن فکر کنیم. اینکه واقعا چیکار کنیم؟ از یک طرف مخصوصا برای دختران، اجبارهای خانواده فشار وارد می کند که دیگر وقت ازدواج است؛
6 سوال برای اینکه ازدواج بکنیم یا نه؟

یک نت ـ 6 سوال برای اینکه ازدواج بکنیم یا نه؟

ازدواج مسئله ای است که دیر یا زود اکثر ما باید در مورد آن فکر کنیم. اینکه واقعا چیکار کنیم؟ از یک طرف مخصوصا برای دختران، اجبارهای خانواده فشار وارد می کند که دیگر وقت ازدواج است؛ از یک طرف دیگر هم میخواهیم با درس خواندن و کار کردن آرزو های خود را براورده سازیم و میدانیم اگر درگیر زندگی و بچه بشویم عملا درس خواندن و کار کردن بسیار مشکل می شود و اگر هم بتوانیم آن را انجام دهیم فشار بسیار زیادی را متحمل میشویم.

ولی وقتی باز هم فکر می کنیم، می بینیم که تشکیل خانواده را دوست داریم و میخواهیم در یک زمان هم، زندگی مشترک را تجربه کنیم. اما نمیدانیم دقیقا چه زمانی!!! و میگوییم حالا بعدا راجب آن فکر میکنم و به همین صورت سال های سال سردرگم هستیم و از فکر های خود فرار می کنیم چرا که میدانیم جوابش را نمی توانیم بدهیم و فقط اذیت می شویم.

اما تا کی؟؟!!

اگر در حال خواندن این مقاله هستید. دست نگه دارید. نفس عمیق بکشید و کمی خود را رها کنید. تا بتوانید با فکر آزاد تری ادامه مطلب را مطالعه کنید و برای همیشه حداقل تا زمان مشخصی تصمیم خود را بگیرید و از این بار سنگین رهایی یابید.

سوالات زیر مشخص میکند که آیا اصلا برای ازدواج آماده هستید، توانایی های زندگی کردن متاهلی را دارید و سوا از آن، علاقه شما به این موضوع چه قدر است؟

از تنهایی لذت می برید؟

این سوال از اساسی ترین پرسش ها به حساب می آید. تنهایی در این سوال به معنای نداشتن دوست جنس مخالف نیست. چرا که در این زمانه تقریبا همه دوستی های مختلف را تجربه می کنند و هستند افرادی هم که این مدل را دوست نداشته و تنها ارتباط درست را، ازدواج می دانند.

منظور از عدم تنهایی ارتباطی است که به صورت دائمی و همیشگی باشد، در تمام لحظه های غم و شادی و ساختن موفقیت های مشترک.

شما این گونه رابطه را به موقعیت اکنون خود ترجیح می دهید، یا از نظرتان حماقت بوده و حداقل تا چند سال به هیچ وجه از آن شرایط لذت نمی برید؟

 ازدواج

آنقدر جذب فردی شده اید که بخواهید با او ازدواج کنید؟

یادتان باشد گاهی دوستی های جنس مخالف، ارزش بسیار بیش تری نسبت به ازدواج هایی دارد که کاملا بی فکر انجام می شود و مبنای درستی برای آن ها وجود ندارد. اگر واقعا علاقه مند به فردی نیستید نیازی به ازدواج کردن نیست. اگر به این علت که کسی اخلاق خوبی دارد، وضعیت مالی خوبی دارد و یا از تحصیلات مناسبی برخوردار است، هیچ دلیل موجهی برای ازدواج کردن با او وجود ندارد چرا که همه گزینه ها در این موارد خلاصه نمی شود.

توجه کنید که ازدواج با فردی مناسب است که بدون تفکرات صرفا احساسی مطمعن هستید همیشه با او حتی در پیری هم احساس رضایت و شادی می کنید.

حاضر به فداکاری هستید؟

رابطه ای همیشه موفق است که کاملا دو طرفه باشد. چرا که رابطه یک طرفه مانند این است که در فرودگاه منتظر کشتی باشید!!!

همه ما دوست داریم با فردی که در رابطه هستیم و می خواهیم با او ازدواج کنیم، برایمان فداکاری کند و بتواند به خاطر ما از خیلی چیز ها بگذرد.

اما آیا ما هم همچین توانایی را داریم؟ ما هم می توانیم برای شریک زندگیمان از یک سری موارد گذر کنیم و به اصطلاح فداکاری کرده باشیم؟

چرا که هیچ چیز یک طرفه ای تا ابد وجود ندارد و دیر یا زود تمام میشود و صدمه اش تلخ و ماندگار است.

تا چه اندازه مصالحت کردن را در زندگی بلد هستیم؟

به این مورد نباید سریع پاسخ بدهید. چرا که به سادگی مشخص نمی شود. گاهی برای آنکه متوجه شویم در شرایطی هستیم که بتوانیم سازش را در زندگی انجام دهیم، نیاز است به یک مشاور روانشناسی مراجعه کنیم. با او هم صحبت شویم و مانند یک دوست دانا از او کمک بگیریم.

مصالحت کردن به معنای این است که شرایط طرفین در زندگی زناشویی درک شود. گاهی اوقات به دلیل شرایط زندگی و همسرمان بهتر است کوتاه بیاییم. حتی اگر حق با ما هم نباشد.

حال با این تفاسیر، آیا توانایی انجام این کار را در زندگی زناشویی دارید؟

 ازدواج

بچه شیرین است. اما بزرگ کردن آن چی؟

همه انسان ها کودکان و به خصوص نوزادان را بسیار دوست دارند و با دیدن آن ها لبخند بر روی لبانشان می آید. اما آن ها از این شرایط تنها بهترین حالت را نظاره گر هستند.

چرا که فرزند آوری روحیه پدر و مادر شدن را می طلبد. به این معنا که بتوانید شب تا صبح برای او وقت بگذارید و نیاز هایش را رفع کنید، از خود گذشتگی کنید و بتوانید با آموزش دادن خودتان؛ بهترین روش تربیتی را برای آینده بهتر فرزند بر او پیاده کنید.

به بلوغ های ازدواج رسیده اید؟

باور کنید همه چی بلوغ سنی نیست. ممکن است شما در این سنی که هستید، انسان بسیار موفقی در حوزه های مشغول به کار خود باشید ولی اگر ازدواج کنید به علت نرسیدن به بلوغ های مورد نیاز در زندگی زناشویی، صدمات بسیار زیادی را متحمل شوید.

بلوغ های مورد نیاز برای ازدواج را می توان به عوامل زیر تقسیم کرد:

  • جنسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • فکری
  • عاطفی

به یاد داشته باشید که نبود هر یک از این بلوغ ها در زندگی می تواند آرزو های شما را خراب کند و تمام شرایط را بر خلاف تصورات شما شکل بدهد.

شناخت این بلوغ ها به شما این امکان را می دهد تا بهترین انتخاب را برای زندگی خود داشته باشید و علاوه بر شناخت خود، بتوانید تشخیص دهید که آیا فرد مورد علاقه شما هم این بلوغ ها را داراست؟

اما شناخت این بلوغ ها چگونه است؟ با چه روشی بفهمم که به بلوغ های ازدواج رسیده ایم و اصلا معیار های رسیدن به این نوع بلوغ ها در چیست؟

برای حل کردن این مسائل بهتر است با یک مشاور روانشناسی مشورت بگیرید. چرا که مشاوره پیش از ازدواج می تواند شما را از تصمیم صرفا احساسی نجات دهد و با یک ارزیابی دقیق از شخصیت شما، بهترین راهنمایی را در خصوص انجام بهترین کار به شما بدهد.

 ازدواج